ღ شاهزاده ما "آرتین"ღ شاهزاده ما "آرتین"، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 5 روز سن داره
ღ شاهزاده ما "رادین"ღ شاهزاده ما "رادین"، تا این لحظه: 11 سال و 7 ماه و 5 روز سن داره

ღ بهونه ی قشنگ ما برای زندگی ღ

خدای مهربونم دوستت دارم

1390/12/21 20:50
960 بازدید
اشتراک گذاری

به نام خدا

نازنینم سلام امروز میخام داستان سونوگرافی شمارو تو17هفته و چهار روزگی برات بگم قشنگ مادر امروز ساعت 4 به همراه بابایی رفتیم سونوگرافی دکتر ایرانپور... با اینکه دکتر دوست باباست و وقت قبلی داشتیم مجبور شدیم چند دقیقه ای منتظر بشینیم ...درعوض برای دیدن روی ماهت من لحظه شماری میکردم اما راستش مامان خیلی خسته شده بودم چون چند شبه که نتونستم خوب بخوابمniniweblog.com دیگه هرکاری بلد بودم کردم تاسرم گرم بشم خلاصه نوبت ما رسید خیلی هیجان داشتمniniweblog.com

خلاصه وارد اتاق شدیمو اقای دکتر شروع کردن به بالاپایین کردن دستگاه روی شکم منniniweblog.com قلبم داشت کنده میشد از جا تا یک کلمه بگه گفتش نی نی شما سالم خداروشکر ضربان قلبتو گذاشت شنیدیم وای که چقدرصداشو دوست دارم ... اشک تو چشمام نموند وسرازیر شد...

بعدش اندازه لگن ، دورسر، دستاوپاها همه رو برامون توضیح دادش عزیزم همچین مثل نی نی ها دست و پای بلوریتو جمع کرده بودی تو شکمت که نگو خیلی اروم بودی با اینکه من کلی شکلات خوردم تا شما بپر بپر کنیniniweblog.comاما عینهو یک عروسک اروم بودی ماشالا ماشالا اقای دکتر گفتن قدت خیلی بلنده 15 سانتniniweblog.comاینقدرررررر خوشحال بودیم که خدا میدونه بابایی که نگم برات داشت غش میکردش چون آقای دکتر بهش گفت به پدرش رفتهniniweblog.com

ولی من بهش گفته بودم از تمام جزئیات فیلم بگیرههههههههه

خلاصه درآخرم جنسیت شما رو گفت بله پسر کاکل زری من  عشق من همه زندگی من وااااااای خدایا مرسی مرسیniniweblog.com

بعدش که بهمون مدارکتو داد به همراه یه عکس خوشکل که کلی طول کشید تا دکتر بتونه از بغل ازت بگیرهههههههههههههه

توی کل مسیر برگشت داشتم به همه خبرمیدادم وهمرو خوشحال میکردم اخ که نمیدونی چه ذوقی دارهniniweblog.com بعدشم بههمکارای بابا و خانوماشون

خلاصه شام روهم بیرون خوردیم و اومدیم خونه بابایی داشت تلویزیون میدید ولی اصلا هواسش به تلویزیون نبود... وبه افق خیره شده بودniniweblog.comهی میگفت پسرمو میفرستم کلاس پیانو ، زبان فرانسه و........ هزارتا برنامه دیگه منم که اینقدر خسته بودم اومدم گفتم پسر من توی دنیا نمونه میشه.. چون باباش تویی...niniweblog.com

 

آرتینم از الان دیگه همه اسمتو میدونن و من و بابا با اسم صدات میکنیم...


اینم سونوی شما

                       

1391/12/21

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)